![]() |
| داغ ترین خواستن ها از توست... |
من تو را نمیفهمم!
تو
از کدامین شعاع طلوع برخاستی؟
گرمای تو نوعی بودن است،
در آغوش تو زندگی جاری ست،
عصر جمعه ای خواستنی ست،
تو همان غروب غم انگیزی که همیشه در اوج می درخشی،
تو عاشقانه ترین هایی...
تو رنگ ها را می سازی،
به آنها هویت می دهی و آنگاه رهایشان میکنی تا طیف بویت را همه جا بپراکنند...
خدایی از تو سرچشمه می گیرد،
همه را تو معبودی، تو معشوقی،
تو خود اما عاشق ترین هایی...
* آهنگ پس زمینه: Zara, "Boyut" album
.jpg)
گردنت در اینجا خود قصیده ای بلند را حامله ست،
ReplyDeleteبازتاب رنگهای امروز به هیچ کجاهایشان می روند از فرط مستی شان،
تو خرابکاری، خرابکار تمام قوانین ریاضی
تو خود علمی از نو نوشته ای،
تو را تدریس باید کرد